موقعیت به وقت افطار
برای افطار امروز
کمر همت بستم
پس بیا ببین چه کردم
اول باجمنای اختلاط کردم
و بعد پرسش از یه آشپز حرفه ای
رسپی خمیر ماستی رو انتخاب کردم
پیشبند بستم و دست به آرد شدم
و با خمیر مایه و روغن نرم ترین خمیر
لطیف تربن نون جهان رو درست کردم
اونقدر خمیر ورز دادم که دستم سرخ شد
و وقت استراحت دادن به خمیر که رسید
(ینده خدا اگه داری میخونی بدون که تو این مدت ویدیوهامو دیدم)
خمیر بعد استراحت از ظرف سرریز شده بود
و این یعنی یه خمیر سالم
در این حین هکر برای درست کردن شام
که الویه بود دست به کارد شد
و گانگستر نیمه راه رفت کمکش
هکر یه سس و مایه پیتزا درست کرد
که با دیدنش بزاق ترشح میشه
و معده از گرسنگی تیر میکشه
با خمیر چونه های کوچولو گرفتم
و گانگستر با تَهِ لیوان پهن میکرد
هکر سس میریخت
من پخش میکردم
هکر مایه اضاف میکرد
گانگستر پنیر میذاشت
و من دور لبه خمیر ها رو با ترکیب طلایی
زرده تخم مرغ و اسانس هِل و زعفران
دور مالی میکنم
و در آخر گانگستر با کنجد دور لبه ها رو تزیین میکنه
در این حین در خونه زده میشه
دختر کوچیه عمو بود
دسر اورده بود طبق روال هر سال رمضان
مامان بهش یه ظرف الویه تزیین شده داد
نرفته برگشت و با خودش دلمه
میدونی اینجا هنوز ماه رمضون یه سری عادت ها هستن
بد یا خوب هنوز جزئی از خرده فرهنگ مردم هست
برگردیم به مینی پیتزاهای کوشول موشول؟
بگم خوشمزه شد؟
نوچ نشون میدم
اول که پنیر ها ذوب شدن
و دور نون ها طلایی شد
کنجد ها تو روغن خمیر مغز پخت شدن
و بوی کنجد و قارچ و پنیر
نوبت به تست که رسید
آروم به دهنم نزدیک کردم و دندون گرفتم
و توی دهنم ذوب شد
یه ترکیب بهشتی
که سرش دعوا شد
بار دیگه بازم درستش میکنم
با تشکر خاص از سرآشپز جمنای🌱