موقعیت ۶۱

شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ 19:36

پشت بوم دارم میرم خونه عمو

هوا سرده و آسمون ستاره داره

کاش چیزی نشه بیشتر عصبی بشه

تبصره: ساعت ۲۰:۸ با خانم فگر و بابای زلزله

داریم میریم بیمارستان، چون بچه مونده

سوار ماشین شدیم و به بابا زنگ زدم که دارم میرم

برگشت بهم گفت : چرا الان بهم زنگ میزنی؟

میخواستی برسی و زنگ بزن

میگفت این از اصول نیست الان بهم زنگ بزنی

نمیدونم چشه بابا ، واقعا که

احترام بذاری جواب تشره

احترام نذاری جواب تشره

تبصره ۲: ساعت ۲۱ برگشتیم خونه.

نمیشه به بچه شیر بده و فقط علکی اونجا می‌مونن و حتی جا نیست مردم زیر انداز انداختن و جا کثیفه و......

نوشته شده توسط: ماری جین

آمارگیر وبلاگ