موقعیت ۳

چهارشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۳ 22:20

زیر آینه قدی اتاق نشستم

امروز روز خوبی بود نسبتا

صبح دوش آب یخ گرفتم * دوش تنبیهی بود.

بابا و (هکر) ، فنچ رو از مدرسه آوردن

ناهارمون ، ناهار دیروز بود

(هکر ) عصبی شد ، مامان براش تخم مرغ سرخ کرد و منم برای اینکه بیشتر عصبی نشه باهاش خوردم.

(خانم فگر) زلزله شو ساعت ۳ فرستاد خونمون ، چون میخواست بره بازار ، بهم میگه خاله مریم (قربونش زبون بازه)

تا ساعت ۶ با فنچ ما خونه رو به هم ریختن

و منم ( یک درس دینی خوندم . نصف فصل کتاب قرائتی رو خوندم و چند تست هوش کمپلکس حل کردم)

دارم میرم یکم با AI چت کنم ، این هوش مصنوعی عجب چیزیه ها....

نوشته شده توسط: ماری جین

آمارگیر وبلاگ