منِ بی رحم
چهارشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۳
21:40
یکی بیاد منو از خودم نجات بده
از ساعت ۶ خونه خالیه
منو گرفته به غلامی
اونجا رو تمیز کن
اینجارو تمیز کن
کل مبلمان خونه رو براش کشیدم
* یادم رفت اسمش چیه همون که باهاش فرش میشورن
بعد برگردوندم
و زیرشون جارو کردم
و کل خونه رو دو بار جارو کردم
حتی بی رحم اجازه نداد روزه ام رو بشکنم
فقط یک لیوان آب بهم داد🥵
خستمه ، مثلا میخواست به مامان تمیزی هدیه بده
به جاش به من کمر درد هدیه داد لعنتی
خیلی بی رحمی منِ بیشفعال 🤒
باید برای این بی اشتهایی کاری بکنم
نوشته شده توسط:
ماری جین