از دست دادن

دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ 9:16

یکم پیش یک نوشته از یه وبلاگی خوندم و خب

هم گلوم درد میکنه هم معده ام میسوزه

فکر اینکه یکی با مرگ عزیزش اینقدر به هم بریزه

خیلی دردناکه ، دلم میخواد براش گریه کنم

کاش همچین وقتایی میشد درد اون آدما رو تقسیم کرد

کاش میشد از دردشون کم کرد

مخصوصا ادمایی که روحیه حساسی دارن

درسته میدونم زندگی بیرحمه

ولی این حق هیچ کسی نیست

وقتی بغض پشت نوشته رو حس میکنی

تهوع آوره

کاش هیچ کس به کسی اونقدر وابسته نشه که با غم از دست دادنش روحش به فروپاشی برسه

نوشته شده توسط: ماری جین

آمارگیر وبلاگ