باید کاری کنم

دوشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۴۰۳ 5:29

باید های زندگیم

من زیاد برای اصلاح رابطه مامان و بابا تلاش کردم

باید دیگه دست بکشم تا حرمتها شکسته نشه ، وقتی اونا نمیخوان من کی باشم که بخوام دخالت کنم؟

من زیاد برای آینده هکر تلاش کردم

باید دست بکشم تا خودم آسیب نبینم ، وقتی خودش دیگه نمیخواد و خودشو غرق اینستا کرده من کی باشم که دخالت کنم؟

من زیاد برای دوستی و همدردی بین بچه ها تلاش کردم

باید دست بکشم، وقتی اونا نمیخوان و در این بین به من که جای مادرشونو دارم بی احترامی میکنن باید چیکار کنم؟ من کی باشم که دخالت بکنم؟

من زیاد برای تمیزی خونه تلاش میکردم

باید دست بکشم ، وقتی هیچکدومشون وسایلشونو نمیذاره سرجاش و فقط با زور و تشر کمک میکنند ، من کی باشم که بخوام دخالت بکنم؟

من خیلی زمان ، راحتی و آرامش خودمو اهمال کردم

باید دست بکشم چون آخرش هرچی بشه فقط خودم برای خودم میمونم به هر حال وقتی معلم حالش بد میشه هیچ دانش آموزی نمیتونه حالشو خوب کنه.

من تو این یک ماه شخصیتم خیلی دچار تغییر شده بود ، و همه لطف برمیگرده به بلاگفا و آدماش

من دارم کم کم به خواهر مجرد ، تغییر نقش میدم از سیندرلا بی زبون

یادت باشه ، هر کمکی که به کسی میکنه مثل این میمونه که با سوزن زخماشو بدوزی اما تَهِ این سوزن چاقو باشه و تو در عین حالی که به بقیه کمک میکنی داری به خودت آسیب میزنی .

دوستت دارم خودِ عزیزم ، از تو فقط یکی دارم ، هر سختی که قراره تحمل کنم همش برای خودتهِ، پس خودتو دوست داشته باش چون من خیلی دوستت دارم 🌱

نوشته شده توسط: ماری جین

آمارگیر وبلاگ