معمولی
سه شنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۳
9:3
( زندگی همین لحظات معمولی است)
این جمله رو جایی خوندم
و نمیدونم چرا این روزا زیاد بهش بر میخورم
سخته پذیرشش
اینکه همینه
همینقدر معمولی
همینقدر
س ا د ه
م ع م و ل ی
درحالی سوفی درونم باور نمیکنه که تسلیم بشه به این راحتی
هر چقدر که آگاتای کنارم منو به واقعیت برگردونه
اصلا مگه نمیگن انسان به امید زنده است ؟
منم مثل یک انسان معمولی امید دارم
که یکم , قطعا یکم , فقط یکم غیر معمولیه
من هر رنگی باشم قطعا خاکستری نیستم
خاکستری که رنگ نیست
فقط نبود رنگه
من هر رنگی باشم قطعا هنوز تراش نشدم
(قابل توجه خیلیا غر نیست
)
نوشته شده توسط:
ماری جین