تغییر
قصد دارم این منهِ تاریکُ برای مدتی بِکُشَم
بذارم تو تابوت بفرستم به سیاره ئ زُحل
و اون منِ تازه متولد شده رو بهش زمان بدم
که کم کم یاد بگیره
قدم به قدم
مثل یک کودک نوپا
شاید هم اصلا حتی تجربه های منهِ تاریک رو
همراهش به سفر بفرستم
و از اول با این منِ چند ماههِ تجربه ها رو شروع کنم
اینبار با دید متفاوتی
+ گفتی منِ چند ماهه؟؟ مگه کی به دنیا اومد؟؟
_ مدتیه مثل نوزاد کانگورو مجبور بودم ، تو یه جای تاریک نگهداریش کنم ، چون داشت فقط تماشا میکرد ، مثل یک دوره کارآموزی اما الان بهش میخوام گوی بدم و میدون ببینم چه میکنه
+ سخت نیست ؟
_ شوخی میکنی؟ البته که هر چیز جدیدی مشکلات خاص خودش رو داره
زندگی همینه یک پکیج مسئله
البته که کسی کتاب حل المسائل نداره تا تقلبی کنه
و حتی اونایی که کپی میکنن یک جایی به مشکل جدیدی برخورد میکنن که نمیتونن به راحتی حلش کنن
+ اگر استرس گرفت چی؟
_ میتونه تنبیه بشه ، خودشو تنبیه کنه با چیزایی که دوست داره ، به این راحتی.
+یعنی......
_ یعنی باید با عشق بزرگ شه این بار ، با دوز فراوان