جدیدا
جدیدا وقتی اذان میگه قلبم تند میتپه
جدیدا با یاد خدا چشمام خیس میشه
جدیدا شبهایی که بیخواب میشم
احساس میکنم بین نماز زیاد فاصله
می افته و دلم میخواد نماز بخونم.
دارم فکر میکنم شب ها کم کم
نماز های قضا شدمو بخونم.
خیلی وقت بود که اینو میخواستم بنویسم.
خدایا میدونی که من زیادی خجالتی ام
مخصوصا وقتی حالم خوبه
دوستت دارم خدایا
امتحان هایی که برام تدارک دیدی رو میبینم
خدایا حس میکنم که مثل یک معلم دلسوز
میخوای از این کربن سیاه الماس بسازی
هنوزم دردم میاد وقتی به بابا و مامان بی احترامی میکنم
ولی وقتی میبینم دیگه بزرگ شدن و هنوز صبر ندارن خیلی بهم فشار میاد.
خدایی ، خودت میدونی بنده هات خیلی لوس هستن
خیلی یکمیش به دلیل مهربونی زیاد خودتونه
اینکه بسیار مهربونی و بسیار آمرزنده
ما رو لوس بار آوردی
خودت میدونی که ما با این زمین سازگار نیستیم
پس چشم از ما برندار خدایا ، چون ما هرچقدر بزرگ بشیم هنوز بنده های حقیر تو هستیم ، خدایا تو بزرگ تر از اونی که از ما چشم برداری. خدایا حواست به ما باشه ، گناه خیلی جذاب ، مثل آتیش که برای بچه جذابه ، ما مدام سعی میکنیم آتیش رو لمس کنیم غافل از اینکه به روح و تنمون آسیب میزنیم .
هیچی دیگه
دوستت دارم خدا .
احساس کردم باید الان بگم، مخصوصا الان که مشکلات دنباله تصاعدی دارن، دوستت دارم خدایا.
از طرف بنده ات که به بودنت اعتماد داره.