خاله شدن برای بار سوم

جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ 1:5

خبر رسید که خانم فگر بالاخره قراره توپ بسکتبالش رو تبدیل به آیلین کوچولو بکنه.

مامان ناراحت شد ، چون خانم فگر بهش زنگ نزد باهاش بره بیمارستان.

خانم فگر با جاریش و بابای زلزله رفته بیمارستان

مامان قبلا بهش گفته بود که بهش زنگ بزنه و خانم فگر امتناع کرده.

الان مامان داره غرغر میکنه

به نظرم تقصیر مامانه ،

هر عملی عکس العملی داره مامان خانم.

وقتی خانم فگر بهت میگفت که بیشتر با خانواده شوهرش ارتباط برقرار کنه .

هیی.....

کلا از همچین ازدواجی متنفرم

سنتی

پسر عمو دختر عمو

با خانواده سنتی

با خانواده هایی که از هم متنفرن

بین نوشتن این گانگستر بهم زنگ زد

یعنی دقیق ۴۹ دقیقه فقط غر زد و درد و دل کرد گریه کرد هییی

این زندگی ما هم عجب شخمیه.

یکی بیمارستان

یکی اونور ایران

یکی سر زمین

یکی اینور

لعنت بهش.

خدایا مراقب این دختر باش، خواهر بزرگه اس نذار این مداد رنگی ۶ تایی ناقص بشه.

نوشته شده توسط: ماری جین

آمارگیر وبلاگ